وبلاگ هواي تهران

سميه همنشين درد- براي خواهرم، سميه توحيدلو

Posted in Uncategorized by هوای تهران on 15 سپتامبر 2011

توهین عمل بس قبیحی ست، اگر آمار دروغ می دادی، شعور مردمان را به پشیزی نمی گرفتی، خزانه را در گونی، شهر به شهر می بردی و بهر بقا هبه میکردی، راهزنی از رای رعیت می کردی، فرزندانشان می ربودی، اختلاس! اختلاس می کردی، یا هر فعل ناصواب دیگر را، شاید می شد گذشت. اما توهین را نه، باید تازیانه می خوردی!

نوشته ای که «تحقیر شدم»! کدام تحقیر؟! اگر تحقیری باشد، نصیب آنکس است که در منظر مردمان، روزنامه نشان می داد و می گفت پرتحمل ترین رئیس جمهورِ این خاک است که «صدایش از نقد و توهین در نمی آید!»

گفتم «رئیس جمهورِ این خاک»؟! این خاک بر دهانم!

خواهر، مبارزه هزینه دارد، تو پرداختی، و بگذریم که سهم تو تازیانه است و سهم چون منی، نو کردن وبلاگ مستعار! سرت را بالا بگیر، که گرفته ای، و لبخند بزن، که می دانم می زنی. تنها ملال شاید این باشد که کاش دست کم، به جرم توهین به بزرگی حد می خوردی، که البته محقق نشد و در این با تو همدردم، هرچند بزرگی نمی شناسم که بخواهد دختری از مردمان را به جرم توهین! تازیانه زند! این روزها حاکمان، این یکی را بظاهر مراعات می کنند.

حکم شلاقت را قاب بگیر تا بر دیوار موزه ی بزرگ مهرورزی شان بیاویزی، و بدان که از میراث جاهلیت، گاهی، بت پرست دست بر تازیانه است و سمیه همنشین درد، دل خوش دار که نخواستند تا بر بت شکن نفرین فرستی!

به امید باز آمدنت بر ساحل سلامت و عافیت، دو خط نوشتم تا بدانی تنها نیستی، یا بدانم تنها نیستم. همین.