وبلاگ هواي تهران

«ننه من غریبم» به سبک انجمن مستقل

Posted in Uncategorized by هوای تهران on 25 اکتبر 2010

پلاکارد زدن به این بزرگی، که: «اولین شماره هفته نامه صدف، بعد از دو ماه توقیف!»، خیلی تو سالنو گشتم، اما خبری نبود. هرچند ارزششو نداشت، با اکراه رفتم تو دفتر انجمن شون –بخونید انجمن تقلبی شون- تا یه شماره از این آپولویی که بعد از دو ماه توقیف، هوا کرده بودن بگیرم!

-ببخشید، یه «صدف» میخواستم.

-توی اتاق کناری، روی یخچال هست، بردارید.

برداشتم. هفته نامه سیاسی-اجتماعی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل، سال دوم، شماره ی 51، سه شنبه 27مهر1389. حتما می پرسید «حالا محتواش چی هست؟» هیچی، درست مثل محتوای انجمن شون، تقلبی، پر سر و صدا، توخالی! اصولا وقتی دوماه نشریه ی آدم توقیف باشه، حتما کلی مطلب داره بنویسه دیگه، اما اگه هیچ ایدئولوژی ای پشت تشکل ت نباشه و از بدشانسی هیچ خبری هم از فائزه و مهدی هاشمی در نیومده باشه، بالاخره آدم با کمبود سوژه مواجه میشه، مجبور میشه یک سوم از هر صفحه رو با «انتقاد از توقیف» پر کنه! فارق از اینکه اصولا مجوز دادن به یه همچین نشریه ای خودش جای تعجب داره، بپردازیم به یادداشت مدیرمسئول محترم با عنوان «آزادی، از حرف تا عمل»:

«…صدف در دستتان، که حقا صدف است[!]، بعد از مدتها چشم انتظاری آزادی واقعی، قفس [چند ماهه ی] حبس شکست، بی پرده و روراست، صدف، صدف شد، چرا که به امر ولی خدا، سرزنش هیچ سرزنشگری در او تاثیر نکرد، «ولا تاخذه لومه لائم» و نخواهد کرد، براستی که چه کسی یارای گردن نهادن بر این همه بی عدالتی و ظلم و تبعیض را در محضر الهی خواهد داشت؟»

خیله خوب، اولا که، دوست گرامی، «بعد از مدتها چشم انتظاری» یعنی چی؟ زشته بابا! یه نگاهی به آمار جذبتون می انداختی، خدایی خودت خنده ت نمیگیره؟! بعدشم، من می دونم، خودتم میدونی، تو این دو ماهه که مثلا توقیف بودی، نشریه ای چاپ نمیشه که، تابستونه رفیق! حالا رفقاتون تو شورا هواتونو داشتن، میدونستن چه وقت باید توقیفتون کنن، بده؟! واقعا چه کسی یارای گردن نهادن بر این همه بی عدالتی و ظلم و…؟!

خوب، دیگه؟

«آنچه مورد تعجب اغلب دانشجویان و اساتید ارزشی در دانشگاه شد، برخورد متناقض مسئولین سابق دانشگاه، با این نشریه بود. برخوردی که نشان از یک هماهنگی نانوشته بین مسئولان مذکور در برخورد با نشریه ی صدف داشت. البته شایان ذکر است که اعضای تحریریه ی صدف، تقریبا از همان ابتدا به این موضوع پی برده بودند و برخوردهای سلیقه ای برخی از مسئولین، به هیچ وجه موجب شگفتی و تعجب برای ما نبود. برخوردهایی مشابه آنچه در دوران تکنوکراسی و دولت کارگزاران در سراسر کشور رایج بود و ته مانده های مدیران آن دوران، گویا هنوز هم ترک عادت نکرده اند. شاید اگر در طول این چند سالی که دوران دانشجویی را پشت سر میگذاریم، به اندازه ی بیش از بیست واحد، دوره ی آشنایی با لیبرالیسم را بطور نظری می گذراندیم، باز هم به اندازه ی این مدت که از نزدیک و بطور عملی، با مسلک لیبرالی برخی مدیران و مسئولان سابق دانشگاه آشنا شدیم، نمی توانست عمق این تفکر ماتریالیستی را برایمان آشکار سازد.»

تو گیر و دار پیدا شدن سر و کله ی انجمن مستقل، یادمه، یه بحث طنزی بین دانشجوها رایج بود، یه عده می گفتن اینا شعبه ی مخفی بسیج دانشجویی هستن، یه عده هم اعتقاد داشتن وابسته به وزارتخونه هستن. من خودم همیشه مردد بودم، اما با این زیراب زنی واضحی که شما کردی، فرضیه ی اول بیشتر قوت می گیره! رفیق، بسیجی، بذار امضای معرفی مدیر جدید دانشگاه خشک بشه، بعد شروع کن زیراب مدیر قبلیو بزن! ضمنا، این مسلک لیبرالیو از کجا آوردی؟ یه بار شمرده شمرده برامون توضیح میدی؟

«…خلاصه توضیح آنست که، توقیف مجدد نشریه صدف، دوباره با اما و اگرها و نقص های قانونی زیادی همراه است… روند پر اشکال کنونی بررسی تخلفات و اشکالات اگر برای تمام نشریات یکسان باشد، نحوه ی برخورد و بهانه های توقیف این نشریه تبعیض آمیز است.»

دوست گرامی، مدیر مسئول محترم، نشریه رو که بیخیال، شما تقصیر نداری، اون موقعها نبودی، اما میخوای برات تعریف کنم این انجمن جونتون چجوری تاسیس شد، تا معنی تبعیضو بهتر درک کنی؟!

«…و دیگر سخن از توقیف چهارماهه ی [مربوط به دوره ی قبل] این گوهر نامه! نخواهیم آورد که داستان جز به اطاله ی کلام نخواهد کشید…»

آره مهندس جان، با این جمله ت موافقم، دیگه سخن نگو که کار به اطاله ی کلام می کشه!

و در پایان، چند تذکر کوتاه:

تذکر حرفه ای: بعد از اینکه کلی تو نشریه تون از توقیف و سانسور انتقاد کردید، زشته یه وجب اونورتر با خوشحالی تیتر بزنید که: «حذف آرشیو روزنامه ی دانشگاه- مطالب مکرر در معرفی و تمجید از لیبرالیسم، قبح زدایی از سکولاریسم، عادی سازی و تبلیغ پروژه ی ایالات متحده در حیطه ی زنان (موسوم به فمینیسم)، تعریف از خوانندگان مبتذل خوان و ارائه ی اخبار جهت دار سیاسی از جمله موضوعاتی بود که تا این سالها در این روزنامه چاپ میشد.»!

تذکر زیراکسی: خوشم میاد، از همه چیز انجمن اسلامی کپی برداری کرده بودید، غیر از انتقاد از توقیف، که اینم OK شد، بابا سیاسی، بابا جنبش دانشجویی، بابا توقیف، بابا مظلوم!

تذکر ویراستاری: الحمدلله بودجه که فراوون دارید، یه ویراستار استخدام میکردید، چه وضعه جمله بندیه؟ مردم چی میگن؟ ناسلامتی همه رتبه ها زیر صده!

تذکر بهداشتی: برادر، نشریه تونو از رو یخچال بردار، بذار تو یخچال، هوا گرمه، می فهمی که؟!

تذکر نزاکتی: ببخشید، نوشته م یکم تند شد، درباره «انجمن مستقل» که می نویسم اینجوری میشه!